قبیله هواداران احسان علیخانی

برفا داره کم کم آب میشه / شب داره ذره ذره آفتاب میشه /دعای من و تو آروم آروم در طول راه مستجاب میشه

سلام..داره بوی عید میاد و بوی عیدی..دور از انصاف هستش که ما بهتون عیدی ندیم..اول یه چیزی بگم..دیروز تیزر ویژه برنامه ی عید از جام جم پخش شد..و اسمش هست دو نیمه ی سیب..عکسهایی از این تیزر براتون اماده کرده که میتونید در زیر ببینید..دوم اینکه ۵ شنبه احسان علیخانی میزبان برنامه ی غیره منتظره بود که عکسهایی از این برنامه رو هم همونطور که قول داده بودم میتونید در زیر ببینید..سوم اینکه از تموم دوستان خواهش میکنم اگر میخوان از عکسها در وبلاگشون استفاده کنند با ذکر منبع استفاده کنند..در ضمن از مهسای ماه عسلی هم ممنونم که خلاصه ای از برنامه ی غیره منتظره رو واسمون ارسال کرده که میتونید بخونیدش..

   دونیمه

                 سیب

 

اول تیزر جام جم..

۱-این عکس مال اول تیزر هستش که احسان علیخانی با خط خودش مینویسه به نام خداوند شب و همونطور که مینویسه زمزمه میکنه..

     قبیله هواداران احسان علیخانی

۲-این عکس در ادامه تیزر هستش که چون ارش ظلی پور سردبیر مجله ی اتفاق نو هم توی گروه این ویژه برنامه هستش این تصویر رو که مربوط به ویژه نامه ی اتفاق نو هست تو تیزر جا داده..

     قبیله هواداران احسان علیخانی

۳-این هم تایپ کردن ویژه برنامه..که در ادامه ی تیزر میاد..

     قبیله هواداران احسان علیخانی

۴-در ادامه عکس احسان علیخانی که روی مجله ی اتفاق نو هست به نمایش در میاد..

     قبیله هواداران احسان علیخانی

۵-این هم ترانه ی تو نزدیکی که در برنامه ی پارسال اجرا شد و در صفحه های ابتدایی اتفاق نو چاپ شده..کلا ارش ظلی پور خوب از فرصت استفاده کرده و اتفاق نو رو معرفی کرده..واقعا اتفاق نو حامی اصلی احسان علیخانیه..

     قبیله هواداران احسان علیخانی

۶-و سرانجام اسم برنامه همراه با زمان پخشش که  احسان علیخانی تموم نوشته های این عکس رو اعلام میکنه..

     قبیله هواداران احسان علیخانی

امیدوارم خوشتون اومده باشه..ان شالله منتظر عکسهای ویژه برنامه ی عید باشید..از همین وبلاگ..و اما نوبت به غیره منتظره رسید..پس همراه با خلاصه اش میتونید لذت ببرید..

سلام....
یه سلام ماه عسلی به تموم بروبچه های عسلی قبیله خودمون....
دیروز رییس قبیله(آقای علیخانی)توبرنامه آخرغیر منتظره حضورداشتن...که برای همه ما خیلی فرصت خوبی بود تا ایشون وبعد از یک سال ببینیم.چون بعضی از بچه ها نتونسته,بودن که این برنامه رو ببینن...بنده از اول صحبتهاشون تاآخرشون براتون می گم تا اینکه اگه خداخواست وتونستیم دانلود برنامه رو بزاریم....فقط بچه ها چون کیفیت فیلمی رو که گرفتم خوب نبود بعضی جاها نتونستم خوب متوجه بشم که چی می گن...بایه دنیا معذرت....
وحالا…
************************
دل تو دلم نبود...می ترسیدم که همه چیز شایعه باشه ونیومده باشه...وقتی خانوم نامداری بعد از کلی حرف زدن عکس بچه گی های آقای علیخانی رو نشون دادوگفت که مهمون برنامه کسی ست که نزدیک به یک سال می شه که ایشون وتو تی وی ندیدیم وحالا می ریم که قسمتهایی ازبرنامه ایشون وببینیم در ماه عسل...از خوشحالی نزدیک بود جیغ بکشم...تصویر خانوم نامداری رفت وبعد تصویر دکور ماه عسل که آقای علیخانی همین جوری رو پله ماه عسل نشسته بودوداشت با ببیننده ها صحبت می کرد امد...بعد قسمتی که ثمره وارد شد امد(همینجوری که آهنگ ماه عسل 88به صورت آروم پخش می شد)بعد قسمت های دیگه ای از برنامه ماه عسل که ماها خیلی ازشون خاطره داشتیم(مرتضی,کوچولوها,نویسنده کتاب دا,بابک معصومی,خانواده اون دختری که قلب دخترشون وداده بودن برای زنده بودن یه جوون دیگه)باتموم شدن تصویر مهمونا صندلی خالی که همیشه تو تیتراژبود امدوبعدش قسمتی از تیتراژبا صدای کامل وبلند پخش شد...بعد از تموم شدن آهنگ تصویر خانوم نامداری امد....

     قبیله هواداران احسان علیخانی

خانوم نامداری:خوب امشب کسی مهمون برنامه غیر منتظره ماست که نمی دونم فکر کنم نزدیک به یک سال می شه که روی آنتن نبودن وامشب از طریق این برنامه با شما در ارتباط هستن.
بعد رو کرد طرف مهمون وگفت:آقای علیخانی خوش امدید...
بعد دوربین رفت طرف آقای علیخانی وایشون گفتن:خیلی متشکرم,به نام خدا,سلام عرض می کنم خدمت دوستای خیلی خوب خودم همکارای خوب خودم در شبکه دوسیماوهمه ی هموطنان که افتخار داشتم در آستانه ی آغاز بهاردرخدمتشون باشم.(رو به خانوم نامداری گفت:)چون می دونم خیلی تایم ندارید(نامداری امد تو حرفشو گفت:تند تند صحبت کنید؟)علیخانی:خیلی ,خیلی رو خودم کار بکنم که امروز یه مهمونم ,ودر قوار یه مهمون حرف بزنم(خندید)(خوشم امد حال نامداری رو گرفت)
اون یکی مجری گفت:آقا شما میزبانید منم سلام عرض می کنم.
علیخانی:من عرض ادب کردم خدمت شما.
نامداری:میزبان واینا؟؟؟چی شد فوری؟؟
علیخانی با خنده رو به اون یکی مجری گفت:شما یادت باشه به مجری هیچ وقت از این تعارفا نکنی...
نامداری باخنده:اصلا از این خبرا نیست امشب,امروز من میزبانم وآقایون اینجا مهمونن...
رو به علیخانی گفت:آقای علیخانی...
    قبیله هواداران احسان علیخانی

علیخانی نذاشت حرفشو بزنه وباخنده گفت:این عکس روچه جوری پیدا کردید؟من هرچی فکر می کنم...
نامداری:قشنگه دیگه,عکس بچه گیتونه...چندسالتون بوده اینجا؟
علیخانی:این عکاس تو شرایط بدی به نظرم این عکس وانداخته...
اون یکی مجری:شرایط بد؟عکس خوبی شده...
نامداری:آره,تو ژست بودن ایشون...(دونفری می خندن)
نامداری:می توین تند تند صحبت کنی؟(می خواد تلافی کنه نمی تونه)
علیخاین:مثل شما اصلا...
نامداری:آهان,ولی می شه یه ذره ریتم وتند تر کرد؟
علیخانی:بله حتما...

     قبیله هواداران احسان علیخانی

نامداری:آهان.خوب چند سالتونه؟

علیخانی:من دیگه...یواش یواش بایدخودمو آماده کنم که وارد سی سالگی شم.

نامداری:چند ساله که کار می کنید؟

علیخانی خندیدوگفت:اتفاقا من خیلی دوست داشتم با اون کسی که ارتباط تلفنی گرفتید اول برنامه صحبت کنم(اول برنامه با آقای آخوندی تلفنی صحبت شد درباره صندلی داغ)...چون ایشون خیلی به گردن من حق دارن,ایشون وآقای جلالی..(یه ذره مکث)فکر می کنم,شاید مثلا تقریبا ده سال پیش یا یازده سال پیش,من کارمو با این عزیزان شروع کردم.دردفتر آقای جلالی و آقای آخوندی.

نامداری:چه جوری؟

علیخانی:من برنامه رو نگاه می کردم تماشا می کردم بعد پیاده می کردم...بعد یواش یواش توی پروژه های آقای آخوندی,یادمه که اول دستیار هفت هشت ها صحنه بودم.(باخنده)بابیل خاک می ریختیم تو صحنه..همین!!!....

نامداری با خنده وتعجب:یعنی چی؟؟!!

علیخانی رو به نامداری:باور کن یه فیلمی هم ساختیم...آقای آخوندی خیلی دوست داره که من برم صندلی داغ,ولی من هرگز نمی رم چون می دونم که منو رسوا می کنه تو برنامه شون...ولی به شدت صداقت وصراحت این دوعزیزودوست دارم ومنت دارشون هستم...(یه ذره مکث)بعد یواش یواش شدم دستیار کارگردان..دستیار سه...دستیار دو...بعد امدم تلویزیون وشروع کردم  آیتم ساختن,مستند های کوتاه ساختن...خیلی هم اتفاقی رفتم جلوی دوربین و...اول تا اینجا میکروفن دستم بود(مچ دستشو نشون داد)بعد تا اینجاو(دستشو آورد تا آرنجش)بعدش دیگه صورتمون امدوبعد یواش یواش مجری شدیم...

اون یکی مجری:اتفاق خوبی بود؟

علیخانی:اهههههههممممم...

اون یکی مجری:اتفاق خوبی برات بودش یانه؟

نامداری:این که می گی اتفاقی رفتم جلوی دوربین یعنی اتفاق خوبی بوده دیگه؟؟؟(اینجا می خوان دوتاشون منظورشون واز سوال به آقای علیخانی بگن یا سوالشون وباز کنن چون اولش سوال یه ذره عجب بود)

علیخانی:یه چیزی ومن به شما بگم,این نظر شخصی منه,شما برای رسیدن به یه جایگاهی تلاش نکنید,زحمت نکشید,سختی نکشید,قدرو انداره وشان ومنزلتشو نمی دونید...

اون یکی مجری:جدا...ولی اون جنس سختی ومن می دونم,خوب..سوالی که می پرسم...

علیخانی:خوب من این وبرای دوستای خودم می گم که واردکار اجرا می شن ویا گویندگی...واقعا نسل جوان ما یا حداقل خودم...(بچه ها شرمنده از اینجا به بعدش صداخیلی ضعیفه ولی درمورد همین اجرا ونسل خودمون حرف می زننه وبعدش...)

علیخانی:همه کار کردیم و..من یادمه یه برنامه ای کار کردیم که خیلی برنامه محبوب ودوست داشتنیه وهنوزم برای من برنامه عزیزی...به اسم پسرای ایرونی..که خیلی سالهای پیش من کار کردم با جواد مولانیا...(مکث کرد)من فکر می کنم تمام ایران وبایه پاترول رفتم گشتم....گشتم...از جهت مفرح بودن اون سفر نبودااا...خیلی سخت بود,واقعاسخت بود.یا مجموعه برنامه هایی که تو شبکه یک کار می کردیم.بنابراین تو اون مقطعی که رسیدم به اون جایگاهی که می تونستم نفس بکشم,زنده با هموطنام و زل بزنم تو قاب دوربین,سعی کردم که قدرشو بدونم.همیشه هم,خیلی هم,سعی کردم که خیلی خودمو درمعرض قرار ندم.سعی کنم که کمتر کار کنم برای اینکه...همیشه یه حرفی رو می زنم که بعضی از دوستانم بهش می خندن,تاریخ مصرفم دوست ندارم زود تموم بشه تو اجرا,چون شما تو اجرامطلب جدید نداشته باشید,حرفی برای گفتن نداری ومخاطبم بسیار باهوشه ومی فهمه که شما داری صفصته می کنی,داری با واژه ها بازی می کنی.حرفی نداری بزنی,وخیلی راحت کنترل وبرمی داره وکانال وعوض می کنه.

   قبیله هواداران احسان علیخانی

نامداری:شما خیلی دیده شدید مثل همه آدمهایی که شهرتی دارن ومی شناسنشون.اگه یه روزدیده نشید,کسی نشناستتون..منظورم این نیست که رو آنتن نباشیدا..ماشالله این تجربه رو داریدوهمهمونم فکر کنم تجربه شو داریم که نباشیم رو آنتن...اگه یه روز نبیننتون,نشناسنتون,مورد توجه نباشید,چه حسی خواهید داشت؟هیچ موقع فکر کردید؟

علیخانی مکث می کنه ومی گه:این حرف من خیلی حرف جدیدی نیست,حرفی که تمام کسایی که اینو تجربه کردن,می تونن برای شما تعریف کنن.(یه مکث کوچیک)جالب بود, من اون لحظه ای به قدرت جادویی تلویزیون پی بردم که تو همون برنامه پسران ایرونی,جواد مولانیا تو استودیوگفتش که احسان علیخانی داره واسه برنامه ایی میاد تا گزارش تهیه کنه تو لاهیجان...هیچ وقت یادم نمی ره,من واقعا یکی ازجاهایی که چشمام گرد شد ومتحیر شدم اونجا بودش,ورفتیم اونجا.اسم میدونش خاطرم نیست,بااون پاترولی که آرم پسران ایرونی زده بودیم.مثلا چندوقت بود که آنتن داشتم.بعدیه وقت دیدم جمعیتی از نوجوونای لاهیجان جمع شدن...ومن دیدم یه نفرداره اسم منو صدا می کنه...تصور من این بودش که پسر خاله مو دوستام ورفیقام وخانواده ام می دونن این قضیه رو...خیلی شعف انگیزه روزهای اولش.....مونتها یه تفاوت دوست داشتنی وخاص وخوشمزه یا که کار ما داره,اینکه این افتخاروداریم که بعضی موقع ها مردم تو چشمامون زل بزنن ودردودل کنن باهامون.شایدحرفی که به ما می زنن بعضی موقعه هابه جهت,حالا حداقل برنامه هایی که من کار کردم.شاید مثلا بااین چهره ی ورزشی یامثلا آرتیست سینمااین کارو نکنن...

نامداری:دقیقا,تفاوت جنس کار شما نمایان می شه.

علیخانی:من دلتنگ می شم به شدت برای,مخصوصا برنامه زنده.چون خیلی به تاتر نزدیکه..یعنی من اگه بخوام انتخاب کنم تاتر وخیلی بیشتردوست دارم از سینما یا بقیه ی هنر های تصویری,امابرنامه زنده رو خیلی دوست دارم برای اینکه احساس می کنم منو مخاطب باهم نفس می کشیم.ولی اینجوری که مثلاغم عجیبی هم بگیرم اگر کار نکنم...نه اینجوری نیست..ولی...

نامداری:فکر می کنید چون تجربه نکردید,ممکنه تجربه اشبکنیدویه ذره از اینی هم که می گید شدید تر باشه.یهو بری بیرون ببینی هیچ کس نمی شناستت,هیچ کس تو رو یادش نیست,هیچ کس نیم دونه یه روزی بودی.می دونی خیلی دردناکه...

اون یکی مجری:مثلا یه جاهایی برید که شما رو نشناسن بعد باید بگید که مثلا من علیخانی هستم..

احسان باخنده:کجا مثلا باید بگم؟چرا آخه باید همچین چیزی بگم...

اون یکی مجری باخنده:مثلا مریخ...

(با نامداری می خندن....

خود مجری هم از سوالش خنده اش گرفته)

نامداری:نه,من شوخی می کنم.من منظورم این هستش که یه روزی فراموشتون کنن.تجربه ای که خیلی از هنرمندها داشتن,متاسفانه.یه وقتی هم به خاطر گذز زمانها فراموش بشن ومی خواستم بدونم که اصلا به این موضوع فکر کردید یانه؟آقا یه سوال بشه خوبی بودید درکودکی؟

علیخانی:اهههههههه...شیطون بودم وهم تو مدرسه وهم تو خونه ...اما تو مدرسه تفاوتم این بود که پسر شیطونی بودم ولی بااین تفاوت که درسم خوب بود.یعنی همیشه باقید اینکه درسم خوب بوداخراج نمی شدم.

نامداری می خنده ومی گه:خوب,می خوایم بریم یه گذری داشته باشیم به همه بخش هایی که مربوط به یه بخش مادر ما داشتیم تو برنامه مون آقای علیخانی...

علیخانی:بله.

نامداری:ومی خوایم بریم بخش های کوتاهی رو از همه مادرهایی با فرزندانشون دربرنامه غیر منتظره شرکت کردن.بریم ببینیم وبرگردیم ویه بخش دیگه ای روباشما باشیم.

   قبیله هواداران احسان علیخانی

برنامه پخش شد وبعدش یه ذره درمورد رسول ملاقلی پور وآهنگ قشنگ مادر صحبت کردم که خیلی زیاد نبود..وبعد خانوم نامداری گفت:آقا ایشون فرمودن که بچه خوبی بودن,حالا نمی دونم بازباید بپرسیم ببینیم واقعاخوب بودن یانه؟مادر آقای احسان علیخانی روی خط هستن,اگر که ارتباطمون با ایشون برقراره سلام عرض می کنم به شما,شب بخیر,به غیر منتظره خوش امدید.

خانوم علیخانی:سلام وعلیکم.

نامداری:وقتتون به خیرباشه.

خانوم علیخانی:وقت شما هم به خیر باشه.خسته نباشید.

نامداری:قربون شما برم.

خانوم علیخانی:متشکرم از دعوتتون.

اون یکی مجری:منم سلام عرض می کنم خانوم علیخانی.

خانوم علیخانی:سلام علیکم.

اون یکی مجری:سلامت باشید.

خانوم علیخانی:خوبید شما؟

اون یکی مجری:ارادتمندم.

 

خانوم علیخانی:متشکرم خسته نباشید.

نامداری:قربون شما.خانوم علیخانی,آقای علیخانی,فرزند شما,واقعا خیلی بچه خوبی بودن یا شیطونی می کردن؟والا عکسشون که آدم احساس می کنه که خیلی شما رو اذیت کردن.اینجوری بوده یانه؟

خانوم علیخانی:نه خیلی اذیت نکرده منو.

نامداری:بچه خوبی بوده؟

خانوم علیخانی:بلاخره همه بچه ها شیطنت بچه گی خودشون ودارن,وطبیعی.بچه ای که شیطنت نداشته باشه سالم نیست.همه اش خاطره ست وبرای من موندنی.واین عکسشوکه دارم می بینم برام خاطره ست واینکه من این عکسو الان ندارم فکر کنم.

علیخانی:من خودمم ندارم قربونت برم.

خانوم علیخانی:ولی این عکس برای من انقدر جالب بود.وقتی این عکسو ازش گرفتن برای من یه خاطره شده.آدم با خاطره بچه هاش زنده ست.

نامداری:حتما همینجوری.اخه بعضی از بچه ها خیلی شیطونی می کنن.پدرو مادرا وقتی بزرگ می شن یه خاطره هایی دارن ازشون تعریف می کنن.یا نفرینشون می کنن که ایشاالله برای هیچ کس لتفاق نیوفته.گفتم شاید ایشون شما رو انقدر اذیت کرده.

خانوم علیخانی:نه اونقدر اذیتم نمی کرد.

اون یکی مجری:حالا مادرا معمولا دلشون نمیادکه بگن,بایدببینیم دیگران درمورد شیطنت آقای علیخانی چی می گفتن؟اقوام؟فامیل؟همسایه؟

خانوم علیخانی:بله شیطون بود ولی نه اونقدر که عاصی کنه همه رو..نه اونقدر نبود.

نامداری:خوب این خیلی نکته خوبی.

علیخانی باخنده:من یه چیز تعریف کنم.مامان جون من سلام عرض می کنم خدمت شما.

خانوم علیخانی:مرسی خسته نباشی.

علیخانی:دست شمارو می بوسم.چند روزی هم هست که درگیر کارم خیلی هم دلم برای مادرم تنگ شده.من یه خاطره کوچولو تعریف کنم. مادر من شاغل بود.مادر من جزء طیف پرستاران کشور بود وچندسال پیش بازنشسته شد.حالا بماند که چقدرایشون عزیز بود,پیش مریض هایی که اونجا بودن...خیلی خیلی خیلی...اصلا یک عشق عجیبی نسبت به خدمتشون ایشون داشتن.من یه مقطعی,الان خیلی درو شدم ازاون مقطع وفضای مثلا شعرواون فضاهای رمانتیک خودمون.یه دفعه مادرم سر کار بود من رفتم یه سینی بزرگ آوردم,بعد رفتم با پول عیدیم کلی شمع خریدم.بعد شمع هارو,مثلا فکر کن پنجاه تا شمع وچیندم توی سینی وهمه رو روشن کردم ومثلا می خواستم... یه فیلمی دیده بودم... می خواستم شعر بنویسم...فکر می کردم اگه شمع روشن کنم می تونم شعر بهتری بگم...واین شمع ها روشن شد وآقای علیخانی مشغول تفکروتامل وتراوش وتبلوربود...

   قبیله هواداران احسان علیخانی

نامداری:چند سالتون بود؟

علیخانی:دقیقا..فکر کنم دبستان شاید بودم...آره.این نشات گرفته از یه تصویری بود تو ذهن من که فکر می کردم اگه حالا شمع روشن کنم می تونم مثلا شعرهای عجیب وغریب بگم...

نامداری:اهوم.

علیخانی:خلاصه شمع ها آب شد وهیچ شعری به ذهن بنده نرسید...وقتی که سینی رو بلند کردم,گل فرش باهاش کنده شد...

نامداری:واییییییییییییییییییی....

علیخانی:فرشه فکر می کنم جهیزیه ی مادرم بودوفکر کنم فرش تبریزم بود..حالا...قشنگ گل فرش باهاش کنده شد.بعد...

نامداری:نابود شد!!!

علیخانی:بعد فکر می کنی راه کاری که انتخاب کردم چی بود؟مامان داره برمی گرده خونه.رفتم وقشنگ رخت خوابمو...خوب اتاق داشتم می تونستم تو اتاقم بخوابم...رفتم رخت خواب آوردم وانداختم رو اون فرش وخوابیدم.بعد مامانم از سر کار امد...هی گفتش که مریضی؟چیزی شده؟گفتم نه خسته ام می خوام بخوابم!!..خوب یه ساعت,دوساعت..وسط پذیرایی رو گل فرش که نمی تونی بخوابی؟سالها که نمی تونی  بخوابی؟(نامداری واون مجریه مردن از خنده)

نامداری:آخی خیلی خوبه...خوب بعدش چی شد؟

علیخانی:دیگه هیچی دیگه کاملا متوجه شد...

اون یکی مجری:حالا اگه شعرم نگفتی یه اثر هنری وسط فرش درست کردی.

علیخانی:آره دیگه..

سه نفری می خندن...

نامداری:خانوم علیخانی الان ازشون راضی هستید؟

خانوم علیخانی:خیلی ,خیلی...

نامداری:پسر خوبی هستن؟

خانوم علیخانی:خیلی خوبه,خدارو شکر می کنم..

نامداری:هیچ انتقادی از ایشون ندارید شما؟

خانوم علیخانی:چرا انتقاد که دارم ولی انتقادی نیست که بخوام الان از طریق تلویزیون بگم.

نامداری:آخی....بعدا بگید بهشون.

علیخانی:خوب اینجوری بدتره که مادر من(باخنده)!!

نامداری:خوب چی کار شون دارید الان نمی خوان که بگن.

خانوم نامداری:چیزی نیست فقط  کارشون یه ذره بی برنامه ست,یه مقدار دیر می بینمش,واقعااز ندیدنش دلتنگم...نه اینکه اذیت بکنه نه اصلا...

نامداری:بله درسته.

خانوم علیخانی:خدا ایشالله عاقبتشوبخیر کنه,عاقبت همه جوونامون و...

نامداری:زنده باشید.

خانوم علیخانی:من واقعا ازش راضیم.

نامداری:درست می گن فقط یه ذره بی برنامه ایدوووو...

علیخانی:الان من چند شبه درگیر ضبط یه برنامه ای هستم...درگیر برنامه سال تحویل شبکه جهانی جام جم واینها...منتها من یه پرانتزی باز کنم,من عاشق این خانومم که الان داره صحبت می کنه وتصورمی کنم اگه چند دقیقه دیگه صحبت کنه ممکنه که نصبت به احساسم,نصبت به ایشون بغض کنم...هرچی که دارم از ایشونه بعد از محبت خدا...وانقدر با ایشون صمیمی وبه قول رفقام ندارم وانقدر راحتم که خدا می دونه...وهمیشه عطش این وداشتم که درگوشم برام دعا کنه واگریه روز یکی ازم بپرسه که همین جای کوچیکی که داری مدیون چه کسی هستی؟حتما می گم که دعای خیر مادرم..که می دیدم ومی شنیدم صداشوپشت در که منو بدرقه می کرد...من هیچ وقت این کارو رو آنتن نکردم ولی اجازه بده که من شمارو ببوسم مادر من(بعد برای مامانش بوس فرستاد)...

خانوم علیخانی:قربونت برم پسرم,موفق باشی ایشالله...

نامداری:خانوم علیخانی خیلی ازتون متشکرم,قربونتون برم محبت کردید...

خانوم علیخانی:ایشالله سال خوبی داشته باشید...

نامداری:وهمین طور شما...

ارتباط قطع شد.بعد نامداری رو به علیخانی گفت:الان مشغول به چه کاری هستید؟

علیخاین:والا من الان...سه تا شبکه جام جم داریم دیگه...آره تصمیمم امسالم اینه که برای ایرانیان مقیم خارج از کشور برنامه اجرا کنم...یعنی سال تحویل....

نامداری:پس شماو در شبکه جام جم می شه دید...واینکه گفتید که ضبط یه برنامه یا رو هم دارید؟

علیخانی:آره یه برنامه هم هست به اسم بهار نارنج که برنامه ضبطی تولیدی,وبرای شبهای شبکه سه که تقدیم هموطنان می کنیم.

نامداری بعد از تموم شدن حرفای علیخانی درمورد برنده های پیامک صبت کرد وبعد رو به آقای علیخانی گفت:آقا آخرین برنامه غیر منتظره ست...یه خداحافظی کنید؟

علیخانی:من خیلی خوشحال شدم.ومی دونم که برنامه موفقی دارید.از اینکه منو دعوت کردید ممنونم.

نامداری:خواهش می کنم.

علیخانی:واز اینکه با مامانم صحبت کردم  خیلی خوشحال شدم ومدیون شماها شدم.

نامداری:خواهش می کنم لطف دارید.

نامداری ومجری دوم که تا اخر برنامه هم نفهیمدم اسمش چی بود خداحافظی کردن وبرنامه تموم شد.ولی باز همه مون چشم انتظار حضور دوباره ش هستیم تا دوباره باحرفاش بیاد ودلامون وماه عسلی کنه.

اگه بد بود به بزرگی خودتو ببخشید...امیدوارم که خوشتون امده باشه...یه بار بهتون تبریک گفتم ولی بازم می گم ایشاالله عید عسلی خوبی داشته باشید...مواظب خوبیهاتون باشید....یه دنیا مهربونی فدای وجود تک تک تون....دوستون دارم....

    قبیله هواداران احسان علیخانی

ایشالا این خنده ها همیشه رو لبان احسان علیخانی  و قبیله ی پر مهرش باشه..و جا خشک کنه..

قبیله هواداران احسان علیخانی

و در ادامه..

قبیله هواداران احسان علیخانی

سال ۹۰ انشالله سال احسان علیخانی خواهد بود..

   قبیله هواداران احسان علیخانی

دوستان لینک عکسها رو که با کیفیت بهتره در اخر پست قرار میدم میتونید از اونجا عکسها رو با کیفیت بهتر داشته باشید..

     قبیله هواداران احسان علیخانی

باز هم از دوستان عزیزم تقاضا دارم در صورت استفاده از عکسها در وبلاگ یا سایتشون حتما منبع رو هم ذکر کنند..استفاده از عکسها و مطالب بالا با ذکر منبع بلامانع است..

    قبیله هواداران احسان علیخانی

دوستان احسان علیخانی برنامه ای تولید کرده با نام بهار نارنج که به محض اگاهی از زمان پخشش به اطلاع میرسونیم..فقط بدونید که از شبکه ی سوم پخش میشه.. 

    قبیله هواداران احسان علیخانی

و در ادامه..

    قبیله هواداران احسان علیخانی

دوستان عکسهای زیادی هستش اما باشه واسه بعد از عید..همینا فعلا بسه..  

    قبیله هواداران احسان علیخانی

و این هم اتمام برنامه..

قبیله هواداران احسان علیخانی

و این هم لینکهای عکسها با کیفت عالی..

منتظر ما باشید با عکسهای ویژه برنامه ی عید نوروز شبکه ی جهانی جام جم..با اجرای احسان علیخانی..

http://uploadtak.com/images/1w01uvj4qywk00w75hc.jpg

http://uploadtak.com/images/g4lp6ekxfolmj5mr9i.jpg

http://uploadtak.com/images/4aipabulu7z7v3k930.jpg

http://uploadtak.com/images/o01z1irprc6qkj4upqhe.jpg

http://uploadtak.com/images/8jgi1n4x0onjbfg5yw.jpg

http://uploadtak.com/images/pw8negcqqlwx18xn0h5.jpg

http://uploadtak.com/images/dmw4tfaxvh0vmr7lif3.jpg

http://uploadtak.com/images/ejnqasswesu2kb8gpi0.jpg

http://uploadtak.com/images/ji06o7levm7sxdysz70.jpg

http://uploadtak.com/images/ue8du0fsb3cp96qnd50c.jpg

http://uploadtak.com/images/ti7oywbbbyei0ev1gjx.jpg

http://uploadtak.com/images/vkkrah9pzzpvz70awx9a.jpg

http://uploadtak.com/images/0mykmyvyxq4simxkxgk.jpg

http://uploadtak.com/images/barcg9bay4yxs95oodw.jpg

http://uploadtak.com/images/p639958upq7pfacltk65.jpg

http://uploadtak.com/images/x72bpawhxzzxf1h5ije.jpg

http://uploadtak.com/images/9sr2b3y53hqe8b1mk5ts.jpg

http://uploadtak.com/images/e9z59p2mi8p182c8k1zo.jpg

http://uploadtak.com/images/ey52eefggah2s97fhtte.jpg

http://uploadtak.com/images/81scb7kdzlmwstzji2me.jpg

http://uploadtak.com/images/edqxab5hnz65pjw9bm.jpg

 

دوستون دارم..

ماندگاریتون ارزوی منه..

ماندگار باشید..

عیدتون هزاران بار فرخنده و مبارک..

ایشالا روز اول عید اگه زنده بودیم با عکسهای برنامه در خدمتتون هستیم..

یا علی..

 

توجه..                         توجه..

این هم دانلود کلیپ تیزر ویژه سال نو..

میتونید دانلود کنید..به همت و کمک یاسمن خانوم..

دانلود تیزر برنامه ی سال تحویل 1390

این هم لینک هدیه ی استاد مهر برای شماها..

http://www.irfreeup.com/images/97792582499012705433.jpg

 

توجه..                  توجه..     

 

برنامه ی بهار نارنج از دوشنبه هر شب ساعت ۲۲:۱۵ دقیقه از

شبکه ی سوم پخش میشه..این همون برنامه ای هستش که

احسان علیخانی در برنامه ی غیره منتظره به اون اشاره کرد..

این برنامه حتی جمعه ها از شبکه ی سوم سیما به روی انتن میره..

          

[ شنبه بیست و هشتم اسفند 1389 ] [ 10:0 ] [ سعید-زهرا ]

[ ]

                قبیله هواداران احسان علیخانی

سلام..افسوس مي خورم ..چرا؟..چرا با رفتن تو..بهار مي ايد ؟..امدي در سرماي زمستان..به سردي زمستان بودي.. به غم انگيزي شبهاي تنهايي.. به خشکي برف ..مي روي.. بهار مي ايد ..به نظر معامله خوبي است..اميد ان دارم بهار گلي بر چهره ات بنشاند ..چه اميد مبهمي..گردش روزگار خطا ندارد ..زمستان هيچ گاه بهار را نمي بيند..

 قبیله هواداران احسان علیخانی

بهار فصل شورانگیزی است ، همه چیز از انسان و زمین و نبات و حیوان ، در این فصل چون مرده ای که با دم مسیحایی زنده شود، جامه شادی بر تن و نغمه زندگی بر لب ، به رقص می آید. در آغاز بهار از دل هر سنگی به جای چشمه آب ، شادی می جوشد و از نوک برگ های تازه شکفته به جای شبنم ، زندگی می چکد. بهار را شاید بتوان سایه ای از روز آغاز آفرینش دانست که در آن ، جهان و جمله کائنات با سرانگشت اعجاز پروردگار " بودن " آغاز کردند.

                  قبیله هواداران احسان علیخانی

حرفهای کلیشه ای نمیزنم چون همش رو از بر هستی..حتی بهتر از من..شعار هم نمیدم چون میدونم شعار نمیتونه واسه یه جوون چیز خوبی باشه..فقط خالصانه و ساده بت میگم نوروزت مبارک..این مبارک که گفتم میتونه همه چیز باشه..سلامتی..نشاط..زندگی..سربلندی..موفقیت و خیلی چیزهای خوب خوب دیگه..

 قبیله هواداران احسان علیخانی

امسال دومین عیدی هستش که در کنار هم دیگه داریم جشن میگیریم..از عید ۸۹ که طوفانی و رویایی شروع شد تا ماه رمضون که برخلاف تفکرات و انتظارات تموم شد..خلاصه سرت رو درد نیارم رویای برنامه ی نوروز ۸۹ اونقدر شیرین بود که همگان فکر میکردند دیگه ماه عسل به اسم احسان علیخانی خواهد خورد و هیچ کسی رو نمیبینیم تو برنامه ای به اسم ماه عسل جز احسان علیخانی..اما دوباره زمونه و اتفاقات موجود اون روی سکه رو نشون دادن و ماه رمضون ۸۹ غیر منتظره شروع شد با کسی که فکرش رو هم نمیکردیم و غیر منتظره تر هم  تموم شد..

                          قبیله هواداران احسان علیخانی

همیشه گفتم بازم میگم این عقربه ها ی ساعت خیلی عجله دارن واسه رسوندن لحظه های تلخ و شیرین به من و تو..درست اونقدر سرعت دارن که از هم دیگه سبقت میگیرن..تا جایی که اون عقربه کوچیکه اشکش در میاد که چرا من نمیتونم مثل شماها بدوم..همین عقربه ها دوباره لحظه ی قرارمون به دست تک تکمون رسوندن..و دوباره عید از راه رسید..خیلی کلنجار رفتم با خودم و خیلی فکر کردم تو این ویژه نامه ی پایان سال چی بگم که تازگی داشته باشه واستون..اگه یه نیم نگاهی به منوی ارشیو سمت چپ وبلاگ بندازی اخرین تاریخ وبلاگ هفته ی دوم فروردین 89 هستش تا میاد میرسه به هفته ی چهارم اسفند 89 یعنی درست 12 ماه فعالیت و تلاش و دور هم بودن..

                             قبیله هواداران احسان علیخانی

تو این پرانتز این دوتا تاریخ اتفاقات زیادی رخ داده که خیلیهاش لبخند با خودش داشته و خیلیهاش اشک رو مهمون گونه هاتون کرده..تصمیم گرفتم که تیتر وار اتفاقات فروردین 89 تا اسفند 89 رو واستون بگم..درست مثل یه قصه ی شبانه ..امیدوارم راوی خوبی باشم و بتونم حق مطلب رو ادا کنم..سعی میکنم خلاصه و مفید و کوتاه بنویسم..بعضی از روزها بدون اتفاق خاصی سپری شده که ما کاری به اون روزها نداریم..مطالبی که مهم بوده رو بهش اشاره ای خواهیم داشت..پس با قبیله ی خودتون همراه باشید..

              قبیله هواداران احسان علیخانی

در روزهای پایانی سال ۸۸ خبر اجرای احسان علیخانی در برنامه ای به نام نوبهار امد ویژه عید نوروز در شبکه ی سوم کلی دلها رو شاد کرد و کلی لبخند رو لبا نقش بست..این بهترین عیدی بود که میتونستیم از احسان علیخانی بگیریم..خلاصه شب عید نوبهار امد رفت رو انتن و کلی خاطره وزیبایی و لبخند رو به ارمغان داشت واسه مردم ایران..چند روز بعد وبلاگ ما تیتری با عنوان لحظه به لحظه با نوبهار امد از نگاه قبیله ی هواداران احسان علیخانی رو منتشر کرد که خلاصه ای کامل از این برنامه ی نوروزی رو در برداشت..در زیر اخرین دیالوگ احسان علیخانی رو میتونید بخونید که به نظرم واسه این بخش کافی باشه..

                     قبیله هواداران احسان علیخانی

بسیار سپاسگزارم که امسال سفره هفت سین گره خورد با کلام ناقص من و سر شما رو درد اورد و از این بابت من از تک تک شماها ممنونم /ممنونم از اینکه چشمای قشنگتون رو دوختینش به این قاب/این حاصل تلاش و زحمات شبانه روزی رفقای من بود و از تک تکشون ممنونم بابت تحمل بنده و بد اخلاقیای بنده و بابت بیخوابیاشون/از همه رفقای من در این دایره گرفته از مدیر گروه که هنوز تو اتاق فرمانه از بچه های گروه /تصویر برداران/پیمان قانع/و بچه های دکورمون که واقعا یه اتفاق بسار بزگ و بی نظیر در تاریخ سال تحویل رقم زدن با تعویض دکور در اون دقایق بسار کوتاه /

                     قبیله هواداران احسان علیخانی

از همه دوستان حامد میر فتاحی/از مرتضی نجفی که اگه من ازش تشکر نکنم منو می کشه/بهترین عیدی رو شماها به ما دادین که ما رو تماشا کردین /براتون بهترینها رو ارزو میکنم /نمیدونم/اما هرچی که تو اون دلتون هست و از خدا میخاین برای سال بعد خیلی ارزوهای مختلف و متنوع میتونه باشه اما بهترینها رو واستون ارزو میکنم و اینقدر خدا بزرگه و کریمه که متمعن باشین اگه شما از ته قلبتون از اعماق وجودتون بخواین حتما بهتون هدیه میکنه/یه چیزی که در بچه گی واسه من وحشتناک و کاووس بود این بود که همیشه سر سفره هفت سین به ماهی گلی که تو تنگ بود نگاه میکردم و همش سوال  اینو داشتم که خدایا اینا چرا اینقدر زود از بین ما میرن/

 قبیله هواداران احسان علیخانی

خدایا عمر این ماهی گلی تا اخر فروردین میرسه تا سیزده بدر میرسه/میشه تا کل بهار تو سفره هفت سین ما باشه میشه تو اتاق من باشه/هر موقع که از طریق تنگ نگاهش میکردم اون چشماش که از حدقه زده بود بیرون به من خیره میشد و من نگران این که کی قرار بمیره و از سفره هفت سین ما بره/اما این روزا که یه خورده قد کشیدم بزرگ شدم/و این روزایی که هر موقع جایی میرسم یا میگن اونقدر زود اومدی که برگرد و بعدا بیا یا وقتی جایی میرسم میگن دیر رسیدی احساس میکنم ماهی گلی سفره هفت سین هممون به موقع سر سفره هممون میاد و به موقع هم میره/درست زمانی که هممون خوشحال /موقعی که طبیعت سبز و بهاره/و دوستمون داره که در لحظات قشنگ کنارمون باشه بیاین یه عهدی با هم ببندیم که تو سال جدید به موقع کنار هم باشیم/

                     قبیله هواداران احسان علیخانی

دوست دارم این برنامه رو هدیه کنم  و پیشکش کنم به قامت بلند و قهرمان مردم کشورم که میدونم چقدر بزرگن/که میدونم وقتی گفتن یا مدبر اللیل والنهار اون اللیل والنهار شب و روز نبوده سیاهی و روشنی بوده / ظلم و عدالت بوده/حق و باطل بوده/و بهترین ارزوهارو داشتن برای رسیدن به احسن حال/احسن حال ممکنه که متفاوت باشه /پر حرفی نمیکنم کلام اخر منه/و در اخر تیتراژی که بچه ها به عنوان حسن ختام تقدیم شما میکنن فقط اینو میتونم بهتون بگم که برفا داره کم کم اب میشه/شب داره ذره ذره افتاب میشه/و منو تو ارزوهامون اروم اروم در طول راه مستجاب میشه اینو مطمعن باشین برای سال ۸۹ شک نکنین/ممنونتونم و تیتراژمون که یه تحفه ناقابله  که به عنوان یه عیدی تقدیم شما میکنم با صدای سه خواننده خوب کشورمون/عید به شما خوش بگذره/دوستون دارم به اندازه قدمت ایران/شبتون بخیر خدا نگهدار/  

                     قبیله هواداران احسان علیخانی

بعد از اتفاقات شب عید و خاطره ی شیرین این شب توی تیر ماه احسان علیخانی مجری میهمان برنامه ی زنده رود شبکه ی استانی اصفهان بود..تو این برنامهکه به مناسبت روز پدر بود  به همراه محمد سلوکی اجرای برنامه رو برعهده داشتند ..اتفاق خاصی رخ نداد تو این برنامه فقط بیشتر حرفها و خاطراتی که از  اجرا داشتن رو زدند..خبر خواصی نبود..

                    قبیله هواداران احسان علیخانی

در حالی که همگان به خاطر نوبهار امد و اجرای بی نظیر احسان علیخانی منتظر بودند که سکان ماه عسل ۸۹ رو به دست بگیره خبرهایی از گوشه و کنار دل ماه عسلیها رو لرزوند..فرزاد حسنی گزینه ی احتمالی ماه عسل ۸۹ بود اما طولی نکشید که حسن جوهرچی با اومدن اولین قسمت ماه عسل رو انتن خودش رو به ماه عسل تحمیل کرد و شد انچه نباید میشد..

 قبیله هواداران احسان علیخانی

با شروع ماه رمضون ۸۹ و نبود ماه عسل احسان علیخانی این وبلاگ برای اولین بار ماه عسل اینترنتی داشت و تا حدودی تونست خلا ماه عسل احسان علیخانی رو پر کنه..هر روز یک مهمون و هر روز ساعت ۲ عصر بحث و گفتگو و تبادل نظر در مورد میهمان اون روز..یکی دیگه از اقداماتی که شاید تو وبلاگای دیگه کم نظری بوده و این وبلاگ رو متمایز کرده این بود که ختم گروهی قران کریم داشتیم و در طول ماه مبارک ۵ الی ۶ بار قران ختم شده توسط افرادی که ثبت نام میکردند..لازم به ذکره که هرروز مطلبی با نام درس امروز داشتیم که فضائل و رذائل اخلاقی میپرداخت..

 قبیله هواداران احسان علیخانی

در حالی که همگان بهت زده و ناراحت از نبود احسان علیخانی در ماه عسل ۸۹ حال و حصوله نداشتند و دنبال خبری بودند احسان علیخانی در جام ستاره ها حضور پیدا کرد و در مسابقات فوتبال جام رمضان همراه دیگر هنرمندان به میدان رفت که ماه عسلیها با اطلاع پیدا کردن از این خبر  کمی دردشون تسکین پیدا کرد..در همین روزها اواخر ماه رمضون بود که دوباره وبلاگ اتحاد عید فطر رو تشکیل داد و تلاشها برای برگردوندن احسان علیخانی در قالب ویژه برنامه ی عید فطر بار دیگه اغاز شد..

                       قبیله هواداران احسان علیخانی

و سر انجام عید فطر فرا رسید و دوباره احسان علیخانی به حقش نرسید و ماه رمضون به طور کل به اتمام رسید بدون حضور احسان علیخانی..این وبلاگ در عید فطر ویژه نامه ای منتشر کرد که احسان علیخانی هم برای تشکر در این وبلاگ حاظر شد و با کامنتی که در زیر میتونید بخونید مرحمی رو رو زخمهای ماه عسلیها گذاشت..

           

                                                                                                            

                             قبیله هواداران احسان علیخانی

از لطف تمامی شما سپاسگزارم و در روز عید فطر برای ماه عسلی ها 3 تا ارزو دارم

1- خدا عقیده هامون رو از عقده هامون جدا کنه

2- خدا شما رو از من نگیره

3- امیدوارم همیشه قلبتون بزنه حتی اگه برای من نزنه...

احسان علیخانی فطر 89

 

                             قبیله هواداران احسان علیخانی

بعد از این هیاهو ها و این تنش ها احسان علیخانی مجری یازدهمین جشنواره بین‌المللی فیلم انقلاب، شد..که این هر چند کوتاه اما تسکین دهنده و ارامش بخش بود..در همین روزها بود که ریحانه خانوم یکی از اعضای قبیله ی پر مهر تصمیم گرفت هر هفته قسمتی از ماه عسل ۸۸ رو خلاصه وار و کامل بنویسه و هر هفته قسمتی داشتیم با نام سکانس هفته..که همینجا ازش تشکر میکنیم..

قبیله هواداران احسان علیخانی

در این ماه تولد احسان علیخانی هست و این وبلاگ تولدی رو واسه ایشون گرفت..احسان علیخانی  هم بار دیگه اومد و نوشت..

کشنبه 23 آبان1389 ساعت: 20:32 توسط:EHSAN ALIKHANI

SALAM VAGHAN KHEJALAT KESHIDAM IN HAME LOTFE

 SHOMA RO DIDAM ....MAZERAT MIKHAM DIR

OMADAM HAM MARIZ BODAM HAM MOSAFER...

BODANE SHOMA ENERZHIYE SHOMA BARA HAR KASI

NEMATE .....FAGHAT TO RO KHODA ENGHAD RAIS

 RAIS NAKONID .MANAM MESE SHOMAHA FAGHAT YE

MAHASALIYAM AZ HAME CHI MAMNON...

MORAGHEBE KHODETON VA WEBETON BASHID...BAZAM

 MERCI VA KHODA HAFEZETON

            قبیله هواداران احسان علیخانی

 

در همین روزها سکوت چهار ماهه ی سوپر استار اجرای ایران سکست و این متن رو در اتفاق نو به زبون اورد..سلام ... این بار با خداحافظ..

             خدایا مرا از شر دوستانم مصون بدار      من خود از پس دشمنانم بر می آیم

من به سلام های بی خداحافظی عادت کردم برای همین فقط تو این صفحه سرک کشیدم که بگم سلام ، حالم خوبه ، آرومم ، سرم به کار خودمه ، ( چقدر خوب بود همه سرشون به کار خودشون بود ، حیف ) چی شد ؟.. پس چرا امسال نبودی ؟ << ماه عسل >> رو بی خیال شدی ؟..بیرونت کردن ؟ ممنوع الفعالیت شدی ؟ مریض بودی ؟ دعوات شده ؟ خودت نرفتی یا نخواستن بری ؟.. اونقدر این سوال ها را شنیدم که اگه دیگه در طول روز کسی ازم نپرسه یه چیزی درون مغزم تکرارش میکنه و دیگه عادت کردم که بگم : قسمت نبوده ، آره آره قسمت نبود ..سخت ترین ایستگاه این جهان ، روبرو شدن با واقعیته ، یا اونقدر شوکه می شی که سال ها تو این ایستگاه موندگار می شی یا واقعیت رو در کمال نا باوری میپذیری و عبور می کنی تا به ایستگاه بعدی برسی . من با این واقعیت ..روبرو شدم که دیگه قرار نیست در << ماه عسل >> باشم ، شوکه شدم ، بغض کردم ،حرص خوردم ، بی قرار شدم ، کلافه شدم و خندیدم ، خندیدم به اینکه حالا نوبت منه که بفهمم هیچی تو این دنیا.. مال من نیست ، آروم شدم وقتی دیدم عده ای از نبودن من خوشحال شدن ... اینکه چرا نبودم ، باور کنید خودم هم نمیدونم ! انگیزه ای هم برای دونستنش ندارم چون دیگه تموم شد .<< ماه عسل >> تموم شد و فقط خاطرات 5 ساله << ماه عسل >> سنجاق شد به طاقچه قلب من و قبیله ماه عسلی .

قبیله هواداران احسان علیخانی

بهم گفتن چرا سکوت کردی ؟ خب حرف بزن . گفتم : سکون مال من نیست ، سکوت مال آدم های بزرگه . من ساکنم چون دیگه چیزی برای گفتن ندارم . من یه گوشه نشستم ، سرم به کار خودمه . ساکت شدم چون فهمیدم یه ذره خجالتی شدم ، وقتی تو چشم های کسی که بهم می گه جاتتو << ماه عسل >> خالی بود ، خیره می شم ، خجالت می کشم . حالا این پسر پررو و یه ذره خجالتی شما هر موقع حرفی برای گفتن داشت ، بر می گرده ، مطمئن باشید ..راستی چرا وقتی ما میدونیم نمی تونیم جای همدیگه رو بگیریم ، باز به هم تنه می زنیم ؟!تنه میزنیم به هم ، بعد میدویم که به چی برسیم ؟ به کجا برسیم ؟ به خط پایان ؟ به قهرمانی ؟ من دوست ندارم با تنه زدن قهرمان بشم ، اصلاً من نمیخوام قهرمان بشم .. من فقط می خوام برای رسیدن ، توی این مسیر راه برم حتی اگه نرسم ، حتی اگه با آرزوی قهرمانی بمیرم . به راه با دید رفتن / به از نشستن باطل / که گر مراد نیابم / به قدر سعی بکوشم . الان ساعت 10/3 دقیقه صبح روز 15 آبان 1389 است و من سه ساعت بزرگتر از پارسالم اما منبزرگ بودن رو از مهمان های << ماه عسل >> یاد گرفتم .. بزرگی نه به سن و ساله ، نه به قدرت وزور و نه به ثروت و شهرت ، بزرگی به پذیرفتن واقعیت در ایستگاه های زندگی و عبور از اونه.. من یکی از این ایستگاه ها را طی کردم ، سخت بود ، اما عبور کردم چون امیدم به خاقمه ودستم توی دست شما است .. چه خوب که این بار سلام من خداحافظی داره .. تا ایستگاه بعدی خداحافظ ..

15 آبان 89 – احسان علیخانی

                   قبیله هواداران احسان علیخانی

 در روزهای ابندایی اذر ماه احسان علیخانی برای مجله ی اتفاق نو مصاحبه ای رو انجام داد با روزبه بمانی که این خبر هم بعد از مدتها دوری احسان علیخانی لبخند رو رو لبان دوستدارانش هدیه کرد..

قبیله هواداران احسان علیخانی

در این ماه وبلاگ قبیله هواداران احسان علیخانی رسالتی رو انجام داد به نمایندگی از تموم ماه عسلیها و اون تقدیر از احسان علیخانی بود ..با دادن لوح یادبود و قالیچه ای که منقش به عکس ایشون بود..

متن  لوح زرین یادگاری قبیله ی هواداران احسان علیخانی به شرح زیر میباشد..

                                            قبیله هواداران احسان علیخانی

سلام

سخته واسه کسی که خودش استاد حرف زدنه حرف بزنی..سخته واسه کسی که تموم خوبیها رو ازش یاد گرفتی از خوبیها بگی ..سخته متنی رو با سلام شروع کنی که خداحافظی داره..اخه میدونم به سلام بی خدا حافظی عادت کردی..واسه همین به قول خودت تو این صفحه سرک کشیدم که بگم احسان علیخانی ماندگاره ..سرک کشیدم که بگم ماه عسل احسان علیخانی‌ به طاقچه ی قلب مردم سنجاق شده..

 

اما مهمترین چیزی که باعث شد سرک بکشم تو این صفحه این بود که من نماینده ی هزاران آدمی هستم که ماه رمضون ۸۹ با خاطرات ماه عسلت اشک ریختند و اه کشیدند و بغض کردند و زانو بغل گرفتند ..نماینده ی کسانی هستم که ماه رمضون امسال تموم سعیشون رو کردند تا نشون بدن کی درسته کی غلطاما کو گوش شنوا..این لوح و تابلو فرش فقط تکه ای از ارادت و علاقه ی هوادارانته که تو این وبلاگ جمع شدن ..

 

راستی گفتی تو این دنیا هیچ چیزی مال تو نیست..اما بدون تو این دنیا قلب یه عده جوون ماله توست که خالصانه فرش زیر پایت کرده اند..احسان علیخانی همیشه حرف برای گفتن داره ..فقط افسوس که فرصتی برای ابراز کردنش نداره..فرصتی مثل ماه عسل..

 

این لوح و سلام ما ما قبیله ی هواداران احسان علیخانی هم خدا حافظی نداره..نداره چون دوست نداریم سلام ما با سلام رئیسمون فرق داشته باشه..این روزها تموم سلامهای ماه عسلیها و هوادارانت بدون خدا حافظیه درست مثل سلام ماه عسلت که هنوز ادامه داره..احسان علیخانی دوست نداره قهرمان باشه غافل از اینکه او حالا دیگر یه قهرمان واسه مردم کشورشه..اما یه قهرمان محبوب..قهرمانی که بدون تنه زدن و له کردن اومد بالا و روی سکوی اول ایستاد که قلب مردمه..احسان علیخانی ما در کنار کنارتیم تو هم در کنارمون باش..

 

خدایا  مرا از شر دوستانم مصون بدار..

من خود از پس دشمنانم بر میایم..

                             

           www.ehsanalikhanighabile.blogfa.com        قبیله ی هواداران احسان علیخانی

                     از طرف قبیله اذر ماه ۱۳۸۹       

 احسان علیخانی از این هدیه  کلی ذوق کرد و نهایت تشکر و قدردانی رو  کرد..این بغض ماه رمضون قبیله بود که ترکید..و صدای انفجارش به همه رسید..این تلاش ستودنی شماها در ماه رمضون اینجا نتیجه داد..به پاس تموم خستگیهای ساعت ۲ عصر که میومدید و اینجا جمع میشدید..

 

در این روزها و با نزدیک شدن به نوروز ۹۰ باز هم اتحاد قبیله تشکیل شد و تلفنها و نامه ها و پیامکها و ایمیلها و ... شروع شد..دوباره گمانه زنی ها و حرفها و شایعات قوت گرفت..تا اینکه امسال نوروز ۹۰ رو احسان علیخانی از شبکه ی جهانی جام جم میهمان سفره ی هفت سین ماهاست..

 قبیله هواداران احسان علیخانی

و اتفاق نو سر انجام ویژه نامه ی نوروز ۹۰ خودش رو منتشر کرد که عکس احسان علیخانی روی جلد این مجله خود نمایی میکنه..

      قبیله ی هواداران احسان علیخانی
و سر انجام احسان علیخانی سال ۱۳۸۹ رو با شبکه ی جهانی جام جم تموم میکنه و با شبکه ی جهانی جام جم سال ۱۳۹۰ رو شروع..طرفداران و هم قبیله ایهای احسان علیخانی امید زیادی دارن تا انشالله به یاری خداوند منان در سال ۱۳۹۰ این مجری توانای کشورمون به اونچه تا به حال در اجرا استحقاقش رو داشته و نرسیده برسد و ماه عسل رو دوباره زنده کنه..

                                                 arm 

دوستان ماه عسلی و هم قبیله ایهای گلم میتونن برای دیدن شبکه ی جام جم به ادرس زیر بروند..در صورت نداشتن اینترنت پر سرعت نمیتونید به درستی این شبکه رو مشاهده کنید..

http://www.indexiran.ir/radio_tv/iran_online_jamejam1.aspx

http://salarshohada.iran.sc/

http://www.jjtvn.ir/live/jj1.asp     جام جم ۱

http://www.jjtvn.ir/live/jj2.asp     جام جم ۲

http://www.jjtvn.ir/live/jj3.asp     جام جم ۳

لازم به ذکر است به محض رفتن روی ادرسهای بالا و باز کردنشون صفحه ای باز خواهد شد که دو گزینه دارد شماها میتونید روی گزینه ی اخری یعنی پخش زنده از لینک دوم بروید و شبکه ی جام جم رو مشاهده کنید..توجه داشته باشید که ویژه برنامه ی تحویل سال شبکه ی جهانی جام جم از ساعت ۱۹ یا همون ۷ عصر تا ساعت ۵ بامداد به مدت ۱۰ ساعت به طور همزمان از هر سه شبکه ی جام جم پخش خواهد شد..

قبیله هواداران احسان علیخانی

مطالب بالا کوتاه و مختصری از اتفاقات تلخ و شیرینی بود که از نوروز ۸۹ تا نوروز ۹۰ در این قبیله اتفاق افتاده بود..از مطالب بالا عزیزان میتونن تو سایت یا وبلاگشون استفاده کنند فقط لطفا با ذکر منبع..از همتون ممنونم که این یک سال مارو تحمل کردین..شرایط سخت و طاقت فرسای ماه رمضون رو هیچ وقت فراموش نمیکنم..خیلی وقتا من بریدم اما شماها ادامه دادین و محکم وایسادین ..تو این مدت یک سال خیلی وقتا اونقدر دمق بودم و ناراحت که حوصله ی خودم رو هم نداشتم..اما اومدم و فقط به خاطر شماها نوشتم..و سعی کردم شماها اصلا متوجه ی بی حوصلگی من نشین..

قبیله هواداران احسان علیخانی

خیلی وقتا هم با لب خندون نوشتم واستون میدونمم که شماها توی این یک سال خیلی وقتا مشکلات و گرفتاریها و شادیها و لبخندهایی داشتین اما اومدین و حتی با یه شاخه گل هم که شده بود مارو امیدوار کردین به اینده..یه گلایه دارم از اونایی که میومدند و حق مطلب رو ادا نمیکردند و مخاطب خاموش بودند..اون وقتایی که باب میلشون بود پیدا میشدن و هرچی دوست داشتن میگفتن..میخوام به این دسته از مخاطبان بگم عزیزان من..تو جوونی منم جوون به خدا دور از انسانیته بیای و نظر بگذاری بدون ادب و احترام و همه چیز رو زیر سوال ببری..تو سال جدید دیگه اینطوری نباش..

 

و سال ۸۹ هم تمام شد..به استقبال ۹۰ میریم ..اونقدر دیگه این روزها و عیدها زود میان و میرن که ماهم خودمونی شدیم و میگیم ۹۰ نمیگیم ۱۳۹۰ ..همه چیز قدیمیش خوبه روزها هم قدیمیش خوبه..انگار روزها هم دیگه ماشینی شده..زود میاد و میره..و عمر من و تو هم..سال ۹۰ همه میخندیم غافل از اینکه یک سال پیرتر شدیم و فرسوده تر..کاش اینقدر که تو خریدن کفش شب عیدمون وسواس داشتیم کاش اینقدر که تو رنگ لباس عیدمون حساس بودیم یه خورده..فقط یه سرسوزن هم رو رنگ دلامون حساس بودیم..رو اینکه یک رنگیم یا نه..رو اینکه کدوم کارم درسته و کدوم نادرست..

  قبیله هواداران احسان علیخانی

از همتون ممنونم..از تموم شما خواهر برادرای گلم هم تشکر میکنم..ماشالله تعدادتون زیاده..نمیتونم اسم ببریم..خودتون میدونید که منظورم تک تکتونه ..خدا حفظتون کنه..ایشالا یا مقلب القلوب والبصار تا اخرش شامل حال توی خواهر یا برادرم بشه..ایشالا کانون گرم خانوادت همیشه هفت سین عید رو محاصره کنند و ماهی پلوی شب عید رو با هم دیگه بخورین..راستی مواظب تیغهای ماهیا باشین..دل کندن ازتون سخته..اما سال نو رو دوباره بهتون تبریک میگم..و میگم الهی هیچ چیزی نشکنه..اگه شکست دل کسی نباشه..راستی حلال کنید من رو خیلی وقتا زود از کوره در میرم..از زهرای عزیز هم تشکر میکنم که خیلی بهم کمک میکنه..عصای دستمه..بی معرفت ول کرد ۲۰ روز رفت فرانسه زمین و زمان رو واسم بی معنا کرد..خوشحالم که مثل خواهر بزرگتر کنارمه..واقعا شاید ویترین وبلاگ من باشم اما ستون و پایه های مستحکم بقای این وبلاگ زهراست..بهش تبریک میگم عید رو هر کجا هست سالم باشه و خندون..همینجا هم میگم اگه یه وقتایی از دستم دلخور شده که حتما هم همینطوره ببخشه منو و به حساب جوونی و ناپختگی من بگذاره..عید بهتون خوش ..ماهی گلی هفت سینتون همیشه قرمز{البته من استقلالیم کاش ماهی گلی ابی بود}چشماش همیشه از حدقه بیرون..لبش همیشه جنبان و مهم ترین چیز اینکه به موقع بیاد و به موقع بره..

 

یادتون نره..ماندگاریتون ارزوی منه..

ماندگار باشید..

دعا واسه تعجیل فرج و مریضها و گرفتارها و هر انچه

و انکس که به دعات نیاز داره سر سفره ی هفت سین یادت نره..

سخنم رو با متنی در مورد امام زمان به پایان میبرم..

یا علی..

واما زهرا خانوم..

سلام به همه دوستای گل و نازنین هم قبیله ایم.
به وجود تک تک شما دوستای گلم افتخار میکنم .
از اینکه زیر سایه محبت شما عزیزان به مدت یکسال بودم خدا را سپاسگزارم .
از همه دوستان که در این یکسال به پاتوق ماه عسلیها
 ( وب قبیله هواداران احسان علیخانی ) سر زدند ( حتی یه سر کوچولو ) بسیار سپاسگزارم .
از تموم دوستانی که در تلخیها و شیرینها و خوب و بد و بالا و پائینیهای وب قبیله هواداران احسان علیخانی کنار ما بودند ممنونم .
تا عمر دارم و زنده هستم قسم میخورم مهربونیهایتان را فراموش نمیکنم
من مثل خیلیهای شما ( مثل سعید و ... ) خیلی بلد نیستم خوب حرف بزنم ...
فقط برای تک تکتون در آغاز سال جدید سالی پر از موفقیت و سلامتی از خدای ماه عسل خواستارم .
امیدوارم به بهترینها برسید چون لایق بهترینها هستید .
از آقا سعید هم بسیار ممنونم که اجازه داد در این یک سال و اندی در زیر سایه اش باشم .
خیلی ازش درس گرفتم .... درس محبت / زندگی / صفا / صداقت / یکرنگی ....
برایش از خدا سلامتی و سرافرازی آرزو دارم .
باز هم در آخر از حضور همه شما دوستای گلم که در این مدت بهمون سر زدید ممنونم .
همتونو دوست دارم .
بدیهایم را به خوبیهای خودتان ببخشید
ایام عید بهتون خوش بگذره
زود زود بهمون سر بزنید و تنهامون نزارید
چون دلمون زود زود براتون تنگ میشه
مراقب خوبیهایتان باشید .
یا علی

قبیله هواداران احسان علیخانی

سلام..آه ای خدای مدبر لیل و نهار.. شب ها و روزهامان در فراق حضرت عشقمان مهدی صاحب زمان گذشت و نچیدیم خوشه ای از نسیم وصالش و نبوییدیم شمه ای از عطر مسیحایی نرگسش و نشنیدیم نغمه ای از نوای دلنواز و جان فزایش و هیهات..هیهات..هیهات..بار الها .. دلتنگی امانمان را برده و صبر از کف داده ایم ..

 

خداوندا.. مگر دلهای منتظران از سنگ است که این همه صبوری کنند و دم نزنند.. ای یکتای آفریننده ..بندگان خود را دریاب که غربت انتظار آنها را به قهقرای دنیا کشیده است ..معبود من .. ای تنهای بی نیاز.. غرق نیازیم و تنهایی و بی کسی ما را ندبه کنان و شیون زنان کرده .. دل های منتظران از درد فراق پاره پاره شده .. دریاب مارا .. غم فراق عاشقان را کشت پس کی لحظه موعود فرا می رسد..

           قبیله هواداران احسان علیخانی

کجاست آنکه ندای آسمانیش از کنار خانه ات گوش طغیانگران عالم را کر کند ..و پرچم یالثارت الحسینش یزیدیان را در گور بلرزاند..کجاست آنکه ندا سر می دهد که منم منتقم پهلوی شکسته کسی که محور آفرینش بود.. کسی که ام ابها بود و کسی که همسر اسد الله بود و مادر سرور جوانان اهل بهشت..خدای من .. چه کنیم که نه طاقت دوری او را داریم و نه لیاقت درک حضورش را..چگونه می توانیم شبها سر بر بستر گذاریم و پیشانی بر خاک نساییم .. ندبه ننمائیم و برای ظهورش دعا نکنیم..حال آنکه او در بیابانی پر غبار.. دست به نیایش برمی دارد و برای ظهور خویش دعا می کند..

 

آقا جان ..ایام را به عشق وصال تو سپری می نمایم.. چرا که چشم به راهت هستم ..آنانکه ترا انتظار نمی کشند .. دل ندارند ..وآنهایی که از شمیم فرج تو .. چون گل نمی شکفند .. سنگهای بی صلابت اند ..یادمان نرفته که :..مادرانمان .. ما را در روزگار غیبت به دنیا آورده و در کاممان حلاوت ظهور ریخته اند ..پدرانمان ..هر صبح آدینه .. دستان دعای ما را میان انگشتان اجابت خود می گرفتند و در کوچه باغهای نیایش به ندبه فراق می بردند..به راستی کدامین کوه میان ما و اوغروب افکنده است.. ؟

 

خدایا .. در کنار کدامین برکه بنشینم .. تا مگر ماه رخسارش در او بتابد.. ؟صبح جمعه.. خورشید نیز به عشق فرج.. طلوع می نماید .. تمام کائنات در انتظارند..بار الها تا به کی جمعه ها را به انتظار بنشینیم و چشم به راه تا غروب جمعه ..؟!

                      قبیله هواداران احسان علیخانی

[ یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389 ] [ 18:8 ] [ سعید-زهرا ]

[ ]

پست ویژه..    التماس برادر کوچکتان به شما..      تا اخرش رو بخون..     نخوندی مدیونی..

دوستان هم قبیله ای من یه چیزی میخوام بگم و اون اینکه همه ی ماها خانه ی سالمندان رو میشناسیم متاسفانه نامی اشناست برای ماها..نامی که با تاسف و ناراحتی خاطر من و تو همراه میشه..ازتون عاجزانه..خالصانه..برادرانه..دوستانه..ملتمسانه و یا هر جور دیگه ای اسمش رو بگذاری درخواست میکنم که تو این ایام عید برین و با خانوادتون یه سری بهشون بزنین..

      قبیله هواداران احسان علیخانی

یکی از این عزیزان میگفت اینجا خانه ی خداست..و هر کسی بیاد و بهمون سر بزنه زائر خدا میشه و خدا به زائرش نظر لطف و بخشش میکنه..به خدا لبخندی رو که به لب یه مادر یا یه پدری که چشمش به دره هدیه میکنی خدا لبخندهای زیادی رو نصیبت میکنه..به خدا الان که دارم اینها رو مینویسم موهای تنم سیخ شده و شونه هام میلرزه..اخه خدا میدونه اینها چه نعمتها و چه گلهایی هستند و نتنها فرزندانشون بلکه مردم جامعه هم قدرشون رو نمیدونن..

 

تورو خدا برو یه سری بهشون بزن..اگه یه شاخه گل یا جعبه شیرینی هم ببری با خودت که چه بهتر ..تو برو اونجا و دستت رو بگذار تو دست یکی از این پیرزنهای دلشکسته و از خدا حاجتت رو بخواه ببین چند روز بعد خدا بهت میده..اینها ابرو دارن پیش خدا..تو که میری خونه ی تموم اقوام و فامیل یه تک پا هم برو  پیش اینا فکر کن مادر بزرگت هستند..ادمایی هستند که هر هفته میرن اونجا خدمت میکنند ..فقط مواظب باش عقب نمونی..همین..

      قبیله هواداران احسان علیخانی

اگر می خواهید فراموش نشوید.. خود فراموش نکنید .. بزرگ تر های خانواده را یاد کنید و با احترام با آن ها رفتار کنید تا فرزندانتان بیاموزند و در آینده از شما یاد کنند..اوایل صبح با چشم نوازی نور خورشید.. روزدیگری را آغاز می کند.. هنوز گرفتار لکنت زبان است..واژه ها چه سخت بیان می شوند اما با همه دشواری به هم اطاقی هایش که مانند او میهمان اجباری این خانه هستند سلام می کند..

آبی بر صورت و پیشانی پر از چین و چروکش می زند و گلدان سبزش را با آب پاشی کوچک .. آب می دهد و ناگهان متوجه می شود که برگ هایی از گلدانش زرد شده و این مساله اشک های او را بی اختیار جاری می سازد.. همانند کودکان گلدان را در آغوش گرفته و برای زرد شدن برگ های آن می گرید..
هم اطاقی ها به دورش حلقه می زنند و با نوازش کردن .. او را دلداری می دهند اما این بانوی کهنسال که مدت ها ست به بیماری آلزایمر دچار شده..نمی تواند با این اتفاق به آسانی کنار بیاید..

    قبیله هواداران احسان علیخانی

بانوی نیکوکاری که برای تمیز کردن و جمع ملحفه ها به اطاق شماره 12 که نامش «شب بو» است..آمده و می گوید: زهرا جان..حیف نیست قطرات اشک هایت را برای پژمرده شدن این گل هدر می دهی؟..
این بانوی 75 ساله می گوید: زرد شدن این گل ها ..حکایت از تمام شدن عمر من دارد و دیگر زمان زنده ماندن من هم به پایان رسیده است..زرد شدن این گل ها آن هم در آخرین سرای زندگی.. نشانه اتمام ثانیه های زندگی است..او در حالیکه زیر لب غزل خداحافظی را زمزمه می کرد .. گفت: روزهای سبز تمام شد و دیگر وقت رفتن است و باید عازم سفر ابدیت شد..

مهین 65 ساله..یکی دیگر از ساکنان این اطاق می گوید: من 10 سال است که مونس وهمدم زهرا هستم و برگ های گلدان من هم همین روزها پژمرده خواهد شد و به دیار باقی خواهم رفت..وی که قادر به راه رفتن نیست و بر روی صندلی چرخدار نشسته..گفت: من طاقت دوری او را ندارم و نمی توانم لحظه های زندگی را بدون هم صحبتم سپری کنم..بانوی خیری که مشغول شانه کردن موهای یکی از مددجویان بود .. گفت:زندگی گلدانی است که چهار فصل آن سبز است و زرد شدن برگی از آن.. نشانه رویش دوباره زندگی است..

  قبیله هواداران احسان علیخانی

«فاطمه زلالی» که پنج سال است به طور خیرخواهانه در آسایشگاه سالمندان کهریزک.. مشغول به فعالیت است..گفت: بعضی از زنان و مردان این آسایشگاه از روزگار عطر شادی را لمس نکردند و گل لبخند را از زمانه نچیدند..وی گفت:آنان با افتادن هر برگ گلی و زرد شدن آن بسیار غصه می خورند و جوانه های امید به زندگی در وجودشان می خشکد.. تزریق روحیه ای مملو از نشاط و شادی و برگرداندن به زندگی در این افراد بسیار سخت است..کاشت یک نهال.. هدیه دادن یک گلدان و یا یک شاخه گل.. تولدی دوباره برای پدران پیر و مادران کهنسال است..

«مائده علوی» گفت: خیرین می توانند در آغاز سال نو و فرار رسیدن روزهای سبز بهار.. با دادن گل به سالمندان..لبخند را برای آنان به ارمغان بیاورند و یا جوانه ی سبزی را در باغچه دلشان یه یادگار بکارند.. دیدار با سالمندان می تواند طراوت بهاری را در آسایشگاه هاجاری کرده و فضای جدیدی را ایجاد کند..
«مهربانو» .. بانوی خیر جوانی که بیشتر اوقاتش را با سالمندان این آسایشگاه می گذارند.. می گوید: سالمندان با هر اتفاقی به سرعت عکس العمل نشان می دهند و هر رخدادی ممکن است لبخند را از چهره آنان دور و یا شادی را در وجودشان زنده کند..

    قبیله هواداران احسان علیخانی

وی افزود: آنان امید به بازگشت به کانون های گرم خانواده هایشان را فراموش کردند و به همین دلیل هر جوانه ای برایشان ..نشانی از تازگی .. پایداری و نوید زندگی است..با آمدن بهار به دیدنشان برویم و آن ها را شاد کنیم و عهد ببندیم بزرگ تر هایمان را از خود دور نکرده و تنهایشان نگذاریم..اگر می خواهید فراموش نشوید .. خود فراموش نکنید.. بزرگ تر ها ی خانواده را یاد کنید و با احترام با آن ها رفتار کنید تا فرزندانتان بیاموزند و در آینده از شما یاد کنند..

 

این چین و چروکها..این موهای سپید و صورت فرسوده به نظر تو از چه چیزی حاصل شده؟..هان؟؟..نمیدونی؟؟..الان برات میگم..وقتایی که بچش تب به دستش میومد این مادر جیگرش اتیش میگرفت..وقتی خار تو دست بچش میرفت انگار چاقو تو قلب این مادر فرو رفته..چشمهایش را ببین ..میبینی چقدر فرسوده و پیر شده؟؟..میدونی چرا؟؟..زمانی که بچش از خواب بیدار میشد و در قنداق بی تابی میکرد این چشمها تا صبح بیدار بود و در تاریکی اشک میریخت تا چشمهای بچه اش اروم روی هم قرار بگیره و خوب بخوابه..به شخصه به هیچ عنوان توجیهی رو قبول ندارم واسه اینکه این عزیزان دلم اینطور در اینجا چشم به راه باشن..شاید هنوز هم نگرانن که نکنه بچه هاشون طوریشون بشه و بلایی سرشون بیاد..همین..

 

   قبیله هواداران احسان علیخانی

عکس بالا رو ببین شاید داره به این فکر میکنه که نکنه فرزندانش به مشکلی بر بخورن..نکنه بچه هاش تب به دستشون بیاد..نکنه خاری تو دستشون بره..با اینکه خودش شمشیری بزرگ به قلبش فرو رفته..راستی شاید این عزیزان دلم که عکسشون رو دیدی الان دیگه زنده نباشن واسه شادی روح تموم مادران و پدرانی که تو این خانه از دنیا رفتند یه فاتحه قرائت کنید..

 

بروید و دستتون رو بگذارید تو دستان چروک و فرسوده و گرم و پر عاطفه اش و از خدا بخواه که همه ی ماها اخر عاقبت بخیر بشیم و قدر بزرگترها رو بدنیم..منم دعا کنید..

 

ماندگاریتون ارزوی منه..

ماندگار باشید..

یا علی..

شما میتونید با کلیک بر روی ادامه ی مطلب درگذشتگان سینمای ایران همراه با بیوگرافی و عکسشان را مشاهده کنید..روحشان شاد و یادشان گرامی باد..هر کدام از این چهره ها لحظات شاد و جذاب و خوبی رو برای من و تو به همراه داشتند..پس با کلیک بر روی ادامه ی مطلب یه بار دیگه خاطراتشون رو مرور کن و فاتحه ای هدیه کن به روح بزرگشان..

یا علی..


ادامه مطلب

[ یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389 ] [ 16:56 ] [ سعید-زهرا ]

[ ]

توجه..                                                                         توجه..

ویژه نامه ای منحصر به فرد و زیبایی در راه است..

فردا بعد از جشن ساعت ۲ عصر ویژه نامه ی نوروز ۱۳۹۰

وبلاگ قبیله هواداران احسان علیخانی منتشر خواهد شد..

توصییه من به شما و اونهایی که تازه با ما اشنا شدن اینه که

این ویژه نامه رو حتما حتما بخونن..میتونه چکیده ای بی نظیر از

سال ۱۳۸۹ رو واستون داشته باشه..منتظر ما باشید..

سلام..ویژه نامه ی نوروز اتفاق نو منتشر شد..به گزارش مجله ی اتفاق نو ویژه برنامه ی تحویل سال در شبکه ی جام جم (هر سه شبکه به صورت همزمان) با اجرای احسان علیخانی و مثل سال قبل با مدیر تولیدی ارش ظلی پور سردبیر مجله ی اتفاق نو ساعت ۱۹ به وقت ایران شروع شده و تا ساعت ۵ بامداد به مدت ۱۰ ساعت ادامه خواهد داشت..همان گروه موفق سال قبل این برنامه را تهیه و اجرا میکند..

                   

دوستان عزیزم شما میتونید از امروز این مجله رو در تموم نقاط ایران از رونامه فروشیها تهیه کنید و از مطالبش لذت ببرید..عکس زیر هم عکس داخل مجله هستش..

قبیله هواداران احسان علیخانی

مصاحبه ی احسان علیخانی با خبرگزاری ایسنا..

ممنوعيت اجراي برنامه‌هاي نوروزي توسط بازيگران..احسان عليخاني: بازيگران نمي‌توانند اجرا كنند..احسان عليخاني درباره ممنوعيت اجراي بازيگران در برنامه‌هاي نوروزي گفت: به نظر من اين جمله‌ي درستي است؛ بازيگران نمي‌توانند اجرا كنند.. مجري برنامه «ماه عسل» در گفت‌وگو با خبرنگار سرويس تلويزيون خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، عنوان كرد: با اين‌كه بازيگران به عنوان مهمان يا هديه‌اي براي مردم در برنامه‌هاي نوروزي حضور داشته باشند، موافقم ولي با اجراي آنها در اين برنامه‌ها موافق نيستم..

 

وي گفت: حضور بازيگران در برنامه‌هاي نوروزي حتما براي مردم جذاب و دوست‌داشتني خواهد بود، ولي بازيگران بايد به عنوان مهمان در برنامه‌ها حاضر شوند و نه مجري.. عليخاني تاكيد كرد: اگر بازيگران در برنامه‌هاي نوروزي حاضر شوند، مردم هم خوشحال مي‌شوند، اما حضور آنها بايد به عنوان مهمان برنامه باشد و نه به عنوان اجرا‌كننده يك برنامه نوروزي..

 

اين مجري تلويزيون هم‌چنين به طرح پرسشي پرداخت و گفت: اگر بازيگران توانايي اجرا داشتند، پس چرا اجراي اختتاميه‌ي جشنواره‌هايي مثل جشنواره‌ي تئاتر و سينماي فجر به آنها سپرده نمي‌شود و مجري‌هاي حرفه‌يي اين برنامه‌ها را اجرا مي‌كنند؟..

 

 

دوستون دارم..

ماندگاریتون ارزوی منه..

یا علی..

[ یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389 ] [ 10:27 ] [ سعید-زهرا ]

[ ]